پلاستيك به خاصيتي از مواد كه آنها را قابل قالب گيري و تغيير شكل مي كند اطلاق مي شود.
از نظر تاريخي اين عبارت براي موادي همچون واكس گل و آسفالت به كار مي رفت. با اين پيشرفت هايي كه در علم شيمي به وجود آمده كلمه پلاستيك براي مواد پليمري اصلاح شده و مواد مصنوعي كه قابلست تغيير شكل دارند استفاده مي شوند.
كلامات پلاستيك و پليمر معمولا به يك معني استفاده مي شوند اما به طور دقيق تر پلاستيك به قطعات نهايي تكميل شده و پليمر به مواد خام اوليه گفته مي شود.
پليمرها از مولكول هاي بسار بزرگي تشكيل شده اند. يك مولكول آب از سه مولكول كه شامل دو مولكول هيدروژن و يك مولكول اكسيژن مي باشد تشكيل شده است.در حالي كه يك مولكول پليمر از صدها و يا هزاران اتم تشكيل شده است.يك پليمر از تعداد زيادي منومر كه كنار همديگرقرار گرفته اند تشكيل مي شود.صدها نوع پليمري كه امروزه توليد مي شوند در جرم مولكولي و خواص با يكديگر متفاوت هستند كه البته لبا افزودن يك يا چند منومر يا كنترل شرايط فرايند اين خواص اصلاح مي شوند.
پليمرها را مي توان به دو دسته بزرگ تقسيم كرد؛ پليمرهاي ترموپلاستيك و ترموست(بر حسب خواص حرارتي).از نمي شوند ظر اقتصادي نيز دو گروه پليمرهاي پر مصرف و مهندسي وجود دارند. فقط تعداد محدودي از پليمرهاي موجود براي بسته بندي مناسب مي باشند. بيشتر مواد خام پلاستيك هايي كه در بسته بندي مناسب مي باشد. بيشتر مواد خام پلاستيك هايي كه در بسته بندي مصرف مي شوند در صنعت پتروشيمي توليد مي شوند. درصدي از مواد نفتي كه به پلاستيك تبديل مي شوند در مقايسه با ميزاني كه براي سوخت يا حرارت استفاده مي شوند بسيار ناچيز بوده و بر حسب نوع منبع حدود 5/1 تا 3 درصد مي باشد، كه تنها جزيي از اين پلاستيك ها در بسته بندي مصرف مي شود.
هر پليمر ساختار منحصر به خود دارد و نام شيميايي آن نيز مشخص است. بعضي از نام ها بر حسب طول زنجير پليمر مي باشد.اما نام هاي صنعتي معمول عمدتأ تركيبي از نام هاي تجاري، نام معمول و اختصارات مي باشد.متاسفانه از آنجا كه اين نام ها به صورت سليقه اي انتخاب شده اند پليمرهاي يكسان ممكن است به نام هاي مختلفي شناخته شوند كه اين مسئله در برخي موارد باعث بروز اشتباه خواهد شد.به عنوان مثال “استايروفوم” نام يك نوع پلي استايرن انبساط يافته مي باشد كه شركت Dow آن را توليد مي كند كه اين پليمر عمدتآ به عنوان عايق بكار مي رود. لذا استفاده از استايروفوم در بسته بندي صحيح نخواهد بود.(واژه يونوليت هم مصداق همين اشتباه است.)سلوفان نام تجاري است كه براي سلولز اصلاح شده در سال 1930 انتخاب شد كه اين محصول تا سال 1950 به عنوان تنها ماده پليمري شفاف كه در بسته بندي استفاده مي شد شناخته مي شد. در حالي كه امروزه استفاده از سلولز اصلاح شده بسيار ناچيز مي باشد و لذا استفاده از كلمه سلوفان براي فيلم هاي شفاف كاملا اشتباه خواهد بود. در اين كتاب سعي بر اين است از استاندارد D,ASTM1600 كه روش نامگذاري، اختصارات و تلفظ هاي مواد پليمري را تشريح مي كند استفاده شود.
– الاستومرها (کائوچو) (Elastomers ): از پليمرهاي بسيار مهم بوده که به دو گروه طبيعي و مصنوعي تقسيم مي شوند:
• مواد پليمري ( Polymer Materials ) :
امروزه تصور زندگي کردن بدون وجود پلاستيک ها بسيار سخت و دشوار مي باشد.درفعاليت هاي روزمره به کالاهاي پلاستيکي همانند بطريها، شيشه هاي عينک، تلفن ها، نايلون ها و بسياري از اشيا پلاستيکي ديگر وابسته ايم. درهر صورت، بيش از يکصد سال از تاريخچه پلاستيک ها به شکل کنوني در زندگي ما نمي گذرد و صد سال پيش آ نها به صورت امروزي وجود نداشتند. واژه پلاستيک داراي ريشه يوناني و مشتق از واژه يوناني Plastikos به معني “شکل دادن يا جاي دادن درون قالب براي قالبگيري” مي باشد. انجمن صنعت پلاستيک SPI يک توضيح بسيار دقيق تر و مشخص تري را در اين خصوص ارائه مي کند. اين انجمن پلاستيک ها را به شرح زير مشخص و تعريف مي کند: “هر يک از گروههاي بزرگ و متفاوتي از مواد به طور کامل يا در بخشي از ساختار شيميايي خود شامل ترکيباتي از کربن با اکسيژن، نيتروژن و هيدروژن و يا ساير عناصر آلي و معدني مي باشند به طوري که در حالت نهايي خود، حالت جامد به خود مي گيرند و در چند مرحله از فرايند ساخت و توليد خود نيز، شکل مايع به خود مي گيرند و درنتيجه قادر به تشکيل اجسامي سه بعدي در شکل هاي گوناگون مي باشند که فرايند شکل دادن آ نها، نتيجه استفاده از گروه هاي مواد به طور منفرد يا متصل شده به هم در کنار يکديگر تحت تأ ثير حرارت و فشار مي باشد.”
ب) کائوچوي مصنوعي: به روش پليمر شدن توليد مي شوند؛ مانند کائوچوي مصنوعي ايزوبوتيلن.
الف) کائوچوي طبيعي: جسمي است کاملا کشسان (الاستيک) که از شيره درختي واقع در مناطق گرمسيري بدست مي آيد (لاتکس). لاتکس مايعي سفيد رنگ است که 30 تا 45% کائوچو دارد لذا بايد از آن استعمال شود. کائوچوي طبيعي بدست آمده از لاتکس حاوي 93% متيل بوتادي ان يا ايزوپرن است. که در ساخت قطعاتي مانند: دستکش ظرف شويي، پستانک يا سر شير، که از اين ماده به وجود مي آيند. يک شيميدان انگليسي به نام جوزف پريستلي (Joseph Priestley)، اولين باو واژه لاستيک Rubber را متداول کرد، پس از اينکه او متوجه شد که تکه اي از لاتکس طبيعي بخوبي نوشته هاي مدادي را پاک مي کند. لاستيک طبيعي را در گروه بزرگي از پليمرها موسوم به “الاستومرها يا کشپارها Elastomers ” مي توان جاي داد. الاستمرها،مواد پليمري طبيعي يا سنتتيک مي باشند که تا حد %200 طول اوليه خود و در دماي اتاق مي توانند کشيده شوند و تقريبا به طور سريعي به طول اوليه خود برگردن
